عکسی که مشاهده می کنید متعلق است به ش.ن که حدود 40 سال پیش از روستای خود به قصد خوانندگی خارج شده و تا کنون به خانه بازنگشته است. لازم به ذکر است که وی خود را به نام های مستعاری چون "شوالیه"، "اژدها"، "یه سر دو گوش" و "مولوی شناس" معرفی می کند. بر اساس آخرین مشاهدات وی در 25 آوریل 2006 در یکی از دهات کالیفرنیا به نام اسکوندیدو به همراه فرزند خلفش آواز خوانده و طی این حادثه تمام حضار آن روز را در تقویم های جیبی خود با رنگ قرمز به نشانه "چه غلطی کردم" علامت زده اند. خواهشمند است توجه فرمایید که نامبرده به خبرنگار، میکروفن، جمعیت، پول اعم از سکه تراول و اسکناس، دیوان شمس، مثنوی معنوی، سفر خارج آلرژی داشته و در صورت مواجه با آن ها می تواند خطرساز باشد.
۱۳۸۷ اسفند ۲۳, جمعه
۱۳۸۷ بهمن ۱۴, دوشنبه
متن مناجات ارسلان کامکار کنسرت مایستر ارکستر سمفونیک تهران
"ربنا آتنا اخضر العیون و البلوند الزُلوف حتی یعرفنا الاساتید الموسیقی الفاخر بالمایستر او المتوسط الویولونون لالکلیدر او عصیان"
ترجمه:
خداوندا به ما چشم آبی و گیسوان طلایی عطا فرما تا (مگر) اساتید موسیقی فاخر ما را به (عنوان) مایستر یا نوازنده متوسط ویولن برای (اجرای) کلیدر یا عصیان بشناسند.تفسیر:
فرازی است از مناجات "تعقیبات الکییفیه" و به دوره ای باز می گردد که استادان موسیقی برای ضبط کردن هر چیز از صدای کودکان عزیز و جشن های خانوادگی شان گرفته تا انواع موسیقی به بلاد تازه به فقر خود پی برده می رفتند و در آن جا تمام خدام از چشمان آبی و زلف طلایی برخوردار بودند. گروهی از مؤمنین بومی از این فعل رنجیدند و حاجت به اقطاب و مشایخ طرب بردند. مشایخ به صبرشان خواندند و دعایی مرقومه کردند تا در وقت بهت و منگی بخوانند. شروع مناجات از این قرار باشد و بیش از آن بر طالب است که خود بیابد:
"الهی لاتؤدِبنی بالعُیون المشکی و زُلفکی اَسوَدی و لا یُوَلو ِلـُنا فی ید الاساتید القوم فی الهذا الیوم کذالک حِمار فی الحِمار فی کل الامور ... "
(ترجمه: پروردگارا، ادب مفرما مرا به چشمان سیاه و زلف های سیاهم و ول نفرما ما را در دست استادان قوم در چنین روزی که باشد خر تو خر همه امور)
۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه
تبریک به استاد سریر!
برادر جان بر کف و دست به سینه
استاد ِ پای ثابت ِ همه شوراهای میوه خوری موسیقی کشور
دکتر محمد سریر معروف به "مرد عنکبوتی"، دامت همه جا پهن
انتخاب ِ ناچار شما، به مدیریت عامل خانه موسیقی که 9 سال است با "من بمیرم" و "غلط کردم" و "ببخشید صدای بچه ها می آید" و "بفرما بلیط مجانی"، هم چنان استوار سر جای اولش در جا می زند، را تبریک گفته و همانند خداوند منان مطمئنیم که حضور سبز غیر قابل هَرَستان در این خانه مانند تمام پاتوق های دیگر هر روز بی اثر تر از قبل خواهد بود. امید که این فرصت را نیز همچون گذشته در آب حل کرده و با خیال راحت به خنثی سازی جریان های مدنی موسیقی بپردازید.
امضاء 7993 نفر عضو - غیر از هیات مدیره - خانه موسیقی
۱۳۸۷ دی ۱۰, سهشنبه
سخنگوی چادر موسیقی قبیلۀ آپاچی
استاد داریوش پیرنیاکان در جمع صمیمی هیأت مدیرۀ چادر موسیقی قبیلۀ آپاچی.
همانطور که در عکس ملاحظه می کنید وی به عنوان دبیر و سخنگو در بین آنان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. گفتنی است نام سرخپوستی ایشان در این جمع "چرخیده با باد" است که اشاره به موضع گیریهای عمیقا غیر شخصی ایشان در آن هیأت دارد.